الملا فتح الله الكاشاني
222
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
قضا نكند و رو بگرداند پدر * ( عَنْ وَلَدِه ) * از پسر خود چيزى را يعنى هيچ نفعى به او نرساند و دفع عذاب او نكند و فى الكشاف لا يجزى اى لا يقضى عنه شيئا و منه قيل للمتقاضى المتجازى و فى الحديث فى جذعة اين نياز تجزى عنك و لا تجزى عن احد بعدك و فى المجمع يقال جزيت عنك اجزى اى اغنيت عنك * ( وَلا مَوْلُودٌ ) * و نه فرزند * ( هُوَ جازٍ ) * ازو قضا كننده يعنى نفع رساننده و باز دارنده باشد * ( عَنْ والِدِه شَيْئاً ) * از والد خود چيزى را از ثواب و عذاب و گفتهاند اين مخصوص بكفار است چه اولاد و آباى مؤمن بعضى بعضى را شفاعت كنند و بدانكه تغيير نظم از فعلية باسميه كه اكد از فعليه است و ايراد ضمير ميان آن به جهت دلالتست بر آنكه مولود اوليست بر آنكه نفع نرساند و اشعار بر قطع طمع مؤمن كه توقع داشته باشد كه نفع رساند پدر كافر خود را در آخرت و ذكر مولود در مقام ولد نيز به جهت تاكيد است زيرا كه مولود در اطلاق نميكنند مگر بر كسى كه متولد شده باشد از شخصى بلا واسطه بخلاف ولد كه اعمست پس معنى آنست كه اگر مولود پدر حقيقى خود را شفاعت كند قبول نكنند چه جاى آنكه شفاعت اجداد كند * ( إِنَّ وَعْدَ اللَّه ) * بدرستى كه وعدهء خدا به ثواب و عقاب * ( حَقٌّ ) * راست است و در آن خلاف ممكن نيست * ( فَلا تَغُرَّنَّكُمُ ) * پس بايد كه فريب ندهد شما را * ( الْحَياةُ الدُّنْيا ) * زندگانى دنيا يعنى بمتاعهاى دلفريب و زينتهاى آن و به طول سلامت و كثرت نعمت فريفته مشويد چه آن در معرض زوال و انتقالست * ( وَلا يَغُرَّنَّكُمْ ) * و بايد كه مغرور نسازد شما را * ( بِاللَّه ) * بعفو و كرم خدا و يا مهلت دادن او * ( الْغَرُورُ ) * شيطان فريبنده به اين وجه كه بامل درود از شما را از راه ببرد و بتوبه و مغفرت شما را اميدوار ساخته بر معاصى دلير كند به اين مضمون كه امروز گنه كنيد فردا توبه كنيد و گويند كه هر چيز كه بنده را مغرور سازد تا آنكه بعصيان ميل كند و ترك اوامر الهى نمايد آن غرور است خواه شيطان باشد يا غير آن و در حديث آمده كه الكيس من دان نفسه و عمل لما بعد الموت و العاجز من اتبع نفسه هواها و تمنى على اللَّه و گويند تمناى مغفرت در حالت معصيت غرور است و از سعيد ابن جبير مرويست كه ( العزة باللَّه ان يتمادى الرجل فى المعصية و يتمنى على اللَّه المغفرة ) و گفتهاند ذكر حسنات و نسيان سيئات غره است آوردهاند كه حارث يا وارث ابن عمر بن حاربة محاربى كه از اهل باديه بود نزد پيغمبر آمد و گفت اى محمد خبر ده ما را كه ساعت قيامت كى ظاهر شود و تخمى كه در زمين پاشيدهام افاضهء عبرات غمام در كدام ايام بر او خواهد بود و زن من حامله است تصوير حمل او از اشكال ذكور و اناث بر چه وجه است و ميدانم كه عمل ديروز من چه بوده فردا بكدام عمل اشتغال خواهم داشت و مولد خود را ميدانم كجاست مدفن